در این سری برنامه ها شما دوستان عزیز پیامهای متفاوتی در زمینههای گوناگون زندگی خواهید شنید این پیامها از طریق داستانهایی که گرچه ممکن است واقعی نباشند ولی همه ما کم و بیش آنها را در زندگی تجربه کردهایم به گوش شما میرسند.
Latest episodes
-
10 min
زبان قصهها (۲۴) – عضویّت در گروه ۹۹ – عشق بی پایان
– پادشاهی بود که در دربارش یه آشپز کار همیشه خوشحال کار میکرد پادشاه از وزیر باتدبیرش راز شادی اون آشپز فقیر رو پرسید که در جوابش وزیر گروه ۹۹ رو به پادشاه معرفی کرد – پیرمردی صبح…
-
10 min
زبان قصهها (۲۳) – ۲۰ دلاری – گردنبند
-یه سخنران معروف در سالنی که حدود ۲۰۰ نفر جمعیّت داشت با یه اسکناس ۲۰ دلاری درس جالبی به حضار میده. -پدری هر شب قبل از خواب از دخترش میخواست که اگه اونو دوست داره اون گردنبند بدلش…
-
9 min
زبان قصهها (۲۲) – عشق تنها نیروی خلاق
استاد دانشگاهی از دانشجوهاش میخواد درباره ۲۰۰ نوجوون که در قسمت کثیف و پرجمعیّت شهر زندگی میکردن تحقیق کنن و پیش بینی خودشونو درباره آینده اونها بنویسند نتیجه این بود”هیچ شانسی ندا…
-
10 min
زبان قصهها (۲۱) – صدای پای عشق
مردی که عاشق یه دختر جوون بنام «دویی» شده بود به همسرش پیشنهاد طلاق میده ولی همسرش براش یه شرطی میذاره و مرد هم قبول میکنه و اتفاقات جالبی میافته.
-
10 min
زبان قصهها (۲۰) – آجر – تاجر و ماهیگیر
– مدیر جوانی با ماشین گرونش مشغول رانندگی بود که یه دفعه یه آجر با شدت به ماشینش برخورد میکنه وقتی ترمز میگیره میبینه که یه بچه اونجا ایستاده. – یه تاجر آمریکایی میخواد به یه م…
-
10 min
زبان قصهها (۱۹) - تولههای فروشی - مدیر هتل
- پسر بچه ای وارد مغازه ه میشه که یه توله سگ بخره ولی از بین همه توله ها اونی رو انتخاب میکنه که میلنگیده - مرد میانسالی با همسرش در یه شب طوفانی وارد هتلی میشن که تمام اتاقاش پر ب…
-
9 min
زبان قصهها (۱۸) – شبی برای رابی
رابی کلاس پیانو میره و معلمش اصلا ازش راضی نیست یه مدت کلاس پیانو نمیره تا اینکه درست روز کنسرت پیداش میشه…
-
10 min
زبان قصهها (۱۷) – یک سوال فیزیک – داستانی کوچک با درسی بزرگ
– جواب بسیار سادهای که یه دانشجوی فیزیک دانشگاه کپنهاک به این سوال میده در نظر اول باعث رد شدنش میشه – کشتی غول پیکری خراب میشه و همه تعمیرکارا از تعمیرش عاجز میشن ولی یه تعمی…
-
9 min
زبان قصهها (۱۶) – چشمان پدر
پسر بچه ای عاشق فوتباله ولی به خاطر هیکل ضعیف و لاغرش همیشه روی نیمکت ذخیره ها میشینه تا اینکه پدرش از دنیا میره…
-
10 min
زبان قصهها (۱۵) – ارزشش را داشت، آیا خدایی وجود دارد؟
– در جنگ جهانی اول یکی از سربازا از توی سنگرش میبینه که دوستش درست وسط میدان جنگ تیر خورده سرباز با اینکه خطر مرگ رو جلوی چشماش میدید تصمیم میگیره که به کمک دوستش بره… – آرایشگر…
-
10 min
زبان قصهها (۱۴) – سبد زغال، زشت اما دوست داشتنی
– پدربزرگی با نوهاش تو کلبهای کنار رودخونه زندگی میکردن یه روز با سبد زغال یه آزمایشی میکنن – جولیا تازه وارد مدرسه جدیدش شده بود و چون قیافه خیلی زیبایی نداشت از همون اول مورد…
-
10 min
زبان قصهها (۱۳) – خدا و ظرف شیر
مرد جوانی همیشه تو دلش به خودش میگفت مگه خدا با ما حرف هم میزنه؟ تا اینکه…
-
9 min
زبان قصهها (۱۲) - آتش نشان
پسری ۶ ساله دچار بیماری سرطان خون میشه و مادرش سعی میکنه هرطور شده به آرزوی پسرش جامه عمل بپوشونه...
-
25 min
زبان قصهها (۱۱) – هدیه کریسمس
پسر بچه قصه ما درست در شب کریسمس مجبور میشه توی برف زمستون یه کار عجیبی بکنه…
-
10 min
زبان قصهها (۱۰) – نمیتوانم
دونا با شاگرداش تصمیم میگیرن تمام ناتوانیهای خودشونو روی کاغذ بیارن…
-
10 min
زبان قصهها (۹) – مهمترین عضو بدن
مادری از بچهاش میپرسه مهمترین عضو بدنش چیه ولی جوابهاش مادرشو راضی نمیکنه پسر بچهای وقتی میفهمه صاحبش ماشینشو از برادرش هدیه گرفته یه آرزوی جالب میکنه که شنیدنیه…
-
10 min
زبان قصهها (۸)- روح یا مقررات
خواهر و برادری که تصمیم میگیرن نویسنده بشن معلمهای هر کدوم به روش خودشون به اونا کمک میکنن ولی متاسفانه...
-
10 min
زبان قصهها (۷) – اطلاعات لطفا
ّپسرکی با آدم توی تلفن که بهش میگفتن اطلاعات لطفا آشنا میشه که…
-
10 min
زبان قصهها (۶) – از هر دست که بدی
مردی با ماشین قدیمیش به یه خانم پولدار با ماشین مدل بالاش برخورد میکنه که احتیاج به کمک داره….
-
10 min
زبان قصهها (۵) – هراس از طوفان
هواپیمای کشیش دچار طوفان شدیدی میشه و برای یه لحظه به ایمان خودش شک میکنه…